سلطان محمد مطربي سمرقندي

432

تذكرة الشعراء ( فارسي )

فقير گفتم : در اين مطلع هيچ كار نكرده‌اى ، زيرا كه دال بر صفر افزوده ، شكل ده به صريح حاصل كرده‌اى ، به خلاف آنكه حضرت حقايق‌پناهى خجسته فرجامى - قدّس سرّه - اين صورت را ، در كتاب يوسف و زليخا ، به كنايه حاصل كرده‌اند ، چنان‌كه فرموده‌اند : بيت : فزوده بر الف ، صفر دهان را * يكى ده كرده آشوب جهان را و الكناية ابلغ من التصريح . حضرت مخدومى استحسان قول فقير نمودند و اين غزل از گفتار ملّا كمالى است : غزل : مانع راز گرچه شد غير ز بيم دادنش * شكر كه نيست ذوق را حاجت لب گشادنش بست ره كرشمه و عشوه و ناز و جلوه را * ديدن و خنده كردن و گشتن و ايستادنش كرده به مرگ رخصت و داده هدايت بلا * از سر خشم ديدن و پاى به كين نهادنش آنكه به شوق در جفا جان نسپارد از وفا * بهر چه كار بايد از مادر دهر زادنش كرده به توتيا طرف خاك « كمالى » از شرف * سايه‌صفت به خاك ره در پى اوفتادنش [ « 154 » كودكى رامتينى [ سدهء دهم و يازدهم هجرى / شانزدهم و هفدهم ميلادى ] كودكى رامتينى ، فقير پرسيد كه ملازمان شما به چه سبب « كودكى » تخلّص مىنمايند ؟ گفت : چون در صغر سنّ شعر مىگفتم ، عزيزى اين تخلّص را گذاشت . گفتم اين زمان كه به صحبت فقرا رسيديد ، اگر « بالغى » تخلّص نماييد ، مناسب خواهد بود . ملّا كودكى تحصيل علوم مىنمايد ، خالى از اهليّتى نيست ، طبع سليم دارد ، اشعارش نيكو

--> ( 154 ) . كودكى رامتينى ، شاعر تاجيك اواخر سدهء دهم و نيمهء يكم سدهء يازدهم هجرى . او از كودكى شعر گفتن آغاز نمود و ازاين‌رو تخلّص خود را كودكى برگزيده است . گاهى « باغى » نيز تخلص مىكرد : دائرة المعارف ادبيات و صنعت تاجيك ، 2 / 80 ؛ دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 717 .